Coming Soon - آتش جنگ داخلی در کشور عراق و پناه گرفتن چند نگهبان سایت باستانی هترا در یکی از خرابههای این مکان، پرده از رازی بر میدارد که باستانشناس آلمانی والتر آندرا یک قرن پیش در آنجا مدفون کردهاست.
Kerman, Iran
در سال 1996 گروهی سه نفره از امدادگران کوهستان به درخواست دانشگاه جان هاپکینز عملیات نجاتی را در قلب هیمالیا آغاز میکنند. یکی از اساتید این دانشگاه، دکتر پرویز جابری، دانشمند مشهور حوزهی ژنتیک در هیمالیا ناپدید شده است. دکتر جابری به خاطر نظریات جنجالیاش درباره قطعیت وجود گونههای شبیه به انسان در هیمالیا مورد هجمه و انتقاد مجامع علمی ژنتیک قرار گرفته بود و برای اثبات مدعای خود به هیمالیا سفر میکند. اما پس از مدتی ارتباط وی با دانشگاه قطع میشود. آخرین موقعیت او کمپی تحقیقاتی در منطقه ای به نام Nuptse موسوم به H46 بوده است. تیم امداد پس از ورود به کمپ، پیام رادیویی نامفهوم و عجیبی ارسال میکند: اینجا فقط یک کمپ تحقیقاتی نیست… شما گروهی از نیروهای ویژه نظامی هستید که برای نجات دکتر جابری و تیم امداد به منطقه اعزام میشوید.
Kerman, Iran
اتاق فرار دخت، اقتباسی از موزیک دار (داستان مریم) علی سورنا در آلبوم گوزن «داراب» شهری کوچک و دور افتاده، پر از کوچه پسکوچههای تنگ و تاریک، پر از خانههایی با آجرهای خسته، در پشت کوههای کولیوَش بود. شهری که سالها خالی از سکونت مانده و غرق در سکوت گشته است! چرا که مردمانش هر آن چه داشتهاند را به مردی ثروتمند فروخته و شهر را ترک کردهاند. مردی به اسم چکاد… «چکاد» اهل بیرون این کوی و برزن، پسر یکی از ملّاکین کوهستان که با خریدن ملکها، خانهها و زمینهای اهالی داراب، به دنبال تخریب بافتفرسودهی شهر بود و رویای ساخت یک منطقهی گردشگری بزرگ را در سر میپروراند. اما با وجود خالی بودن و متروکه بودن شهر، چکاد موفق به دریافت مجوز ساخت و ساز نشد. زیرا میگویند داراب هنوز یک پروندهی جنایی حل نشده و قدیمی دارد که با تخریب شهر، ممکن است سرنخهای مربوط به آن از بین برود و دیگر قابل بررسی نباشد. پروندهی مرگ دختری به نام مریم… در اتاق فرار دخت فرزند قباد و صحرا، دختری که سالها پیش در پی اتفاقاتی تلخ و شوم، متهم به بیعفتی شد و حکم تکفیرش توسط اهالی شهر امضاگشت. بعد از تکفیر داراب، برای مدتی خانهنشین شد و پس از چندی جسد بیجانش را در قبرستان شهر پیدا کردند. هیچ گاه علت مرگ مشکوک مریم مشخص نشد. همهی اهالی داراب در برابر مرگ او سکوت کرده و دهان بستند! همه به جز کوهیار… کسی که آوازهی عشق میان او و مریم نه تنها در شهر، بلکه در پشت کوههای مجاور داراب نیز شنیده میشد. کوهیار پس از مرگ مریم، برخلاف سایر مردم لحظهای آرام ننشست. هر روز برای کشف حقیقت تلاش کرد. هر روز پیرتر و شکستهتر شد. عدهای میگفتند مریم خودکشی کرده ولی او باور نداشت. در سناریو اتاق فرار دخت کوهیار تنها کسی بود که با فروش خانهی کوچک و فقیرانهی خود به چکاد موافقت نکرد. تنها کسی بود که داراب را ترک نکرد. کنار قبر معشوقش در شهر خاطراتشان ماند و سالها به تنهایی زندگی کرد. حالا کوهیار تنها ساکن شهر داراب است! چکاد برای گرفتن مجوز تخریب داراب، نیاز به روشن شدن تکلیف پروندهی مریم دارد. پس با یک درخواست فوری، خواستار بررسی مجدد این پرونده میشود. شما و تیمتان به عنوان گروهی از بازرسان و کارآگاهان وارد شهر داراب و محلهی زندگی مریم میشوید. شهر پراست از سرنخها، مدارک و … هدف شما بررسی احتمالات مرگ، پی بردن به واقعیت داستان مریم و مختومه کردن پروندهی جنایی مربوط به او است. آیا مریم خودکشی کرده یا به قتل رسیده است؟ اگر مریم کشته شده چه کسی قاتل اوست؟ چرا و چگونه قتل انجام شده است؟ یادتان باشد! پاسختان به این سوالات بسیار سرنوشتساز است. اگر اشتباه کنید نه تنها ممکن است یک نفر قربانی تصمیم شما در اتاق فرار دخت شود، بلکه حقیقت برای همیشه پنهان خواهد ماند.
Tehran, Iran